این جا و آن جا

    الحمدلله در راستای بقیه تباهی ها، در شورای تحقیق هم تا توانستند مثل سالهای قبل خرابکاری کردند. خوشبختانه آن چیزی که به نام ماکیاولیسم اسلامی از آن نام برده شده است، به روشنی در حال انجام است. با مقایسه با وضغیت جاری کشور، به روشنی در می یابیم که با اندکی آگاهی پنبه شان زده است. امروز داشتم سخنان رهبری درباره اجرای سیاست های اصل ۴۴ برای ورود سرمایه دارها را با گفتمان رایج اوائل انقلاب مقایسه می کردم. به خوبی واضح است که تا چه میزان تغییر داشته ایم.

    این مسائل نشانه های روشنی از دیگرگونی نسلهاست. بروز رادیکالیسم با صور فاشیستی و پوپولیستی در جهان سوم، نشانه آگاهی مردم این کشورهاست که به سادگی زور و دروغ را نمی پذیرند و به انحصارگرایان ارجی نمی نهند. رد صلاحیت نشان از یک امر ساده دارد و آن عدم اطمینان از پیروزی است و نه چیز دیگر، و البته در برخی موارد از اذهان بیمار نشات می گیرد.

    در سطح دانشکده نیز بروز شخصیت بیمارگونه افرادی مثل جوجه فاشیست ها، جوجه ایدئولوژیک ها و جوجه دیکتاتورها، گر چه باعث آسیب فراوان شده است (هر چند به اشتباه فکر و اندیشه را دخیل در کار ندانیم)، اما با بررسی رفتار ایشان می توان به یک نتیجه روشن بینانه در سطح کشور -که در دست همفکران ایشان است- رسید و آن این که افول غول های انحصارگرایی و پلیدی در کشورهای در حال توسعه نسبت به کشورهای مشابه غربی، با سرعت بیشتری صورت خواهد گرفت. چرا که ضعض آنان از همین نوع است و آن چیزی نیست جز نداشتن پشتوانه علمی و انسانی. چرا که قاطبه مردم به محض آگاهی و اختیار ایشان را به گوشه ای می نهند -و چه دلیلی بالاتر از این برای بی اخلاقی در رد و عزل و امثال این اقدامات؟!- و خود ایشان نیز در نظام غلط فکری و بینشی با پاراکترها و ارزش ها و مشی های نادرست به سر می برند که فرجامی جز نابودی ایشان در دراز مدت نخواهد داشت. آنچه که مهم است، به تعجیل انداختن این امر است. خوشبختانه نگاه روز افزون جوانان به غرب، موجب امیدواری است. نه صرفا از آن جهت که غربزده می شوند، که از آن روی که ایشان به نیکی مشکلات ریشه ای را دریافته اند و روز به روز به تعداد جوانان اندیشمندی که شاه بیت سخن ایشان آزادی و دموکراسی است، ولوبا درکی که به اندازه پوپر قوی و کامل نیست!!! افزوده می شود. باید تلاش کرد تا این گونه افراد روز به روز بیشتر به عقیده شان راسخ گردند و افرادی با اندیشه همچون ایشان در جامعه بیشتر از پیش فزونی یابند.

اهم اخبار

در راستای اطلاع رسانی پیرامون شخصیت دوستان، و در راستای توجه به سنت حسنه پخش الاخبار، تاریکخانه را به روز می کنیم!

    و اما اهم عناوین اخبار:
    شماره سوم فصلنامه نگاه منتشر شد. هچنین برای سومین ماه پیاپی، قلم به زودی منتشر می شود! سالنامه گام اول در حال انتشار است، افق با هیئت تحریریگی!!! من منتشر شد (چه کارهایی می کنم و خودم خبر ندارم!) و نیز ۴ ماه نامه؟! شعله روی هواست...

    خبر دیگر این که با اضافه شدن تعداد حاجان آقا و منازل! خبرنگار پی یو تی نیوز از احتمال ورود یکی از مدیران مسئول یکی از نشریات مستقل یکی از دانشگاه های نفت کشور به جرگه حاج آقایی خبر داد. این منبع آگاه، که نخواست نامش فاش شود افزود: «وی از مدت ها پیش در صدد این امر بوده و برای این امر تمامی تشکل های دانشکده را یک دور زده است!، بر خلاف ر. ف که این کار را نکرده است!» خ. م ملقب به شیطان رجیم افزود: «از آنجا که الفبای زندگی با شین آغاز می شود!!! با این امر مقابله خواهیم کرد.»

    خبر دیگر این که پایگاه اینترنتی نگاه از بالا، ضمن تکذیب ارتباط با کاندیداهای انتخابات انجمن، طرفین انتخابات را به رعایت اخلاق انتخاباتی، جلوگیری از سنگ اندازی، عدم تخریب و ترور شخصیت، جلوگیری از جمع آوری رای به صورت گله ای و فله ای از مراکز دیگر، عدم برگزرای جلسه تابلو با ورودی های ۸۶، و آنچه از این گونه است دعوت کرد. این پایگاه از عموم علاقمندانی که تنها در موسم انتخابات پیدایشان می گردد خواست دست از سر کچل انجمن اسلامی بردارند!

    ضمنا عصر روز انتخابات، اسامی کاندیداهای جبهه یاران خاتمی و ائتلاف واگیردار اصولگرایان و نیز اسامی افرادی که حاج آقای مذکور (سردبیر تایمز) در صدد دست یابی؟! بدیشان بوده است، ذکر خواهد شد.

با تشکر

این هفته

    بعد از مدتها به روز می کنیم!

    هفته گذشته چهارشنبه و پنج شنبه کار سایت رسما آغاز شد. گر چه هنوز در مرحله آزمایشی به سر می بریم. و مشغول جذب نیرو هستیم. چهارشنبه با حضور ۲۰۵۸ و ۴۰۰۶ و ۳۰۲۴ کار شروع شد. گر چه بورد سر رسید و بعله! اما خوب به روزترین اخبار رو فرستادیم. سایت آینده خبوی داره.
    کیف که به کمیته اجرایی نرسید. سررسید اولش آرم انجمن خورده بود و به همین خاطر هم چهار صفحه اولش بریده شد. غرفه دانشگاه آزاد به خاطر وجود دختر خانم ها غرفه برتر شد، گر چه بعدا سه شو گرفتن. تموم کارمون با قایم باشک بازی بود. تو دخمه با یه لپ تاپ قراضه مشغول کار بودیم و لذا پوسیدیم. صبح کنگره سه ربع ساعت چرت زدیم و بعد هم با لباس های داغان و خاکی رفتیم برای آغاز کنگره. از کنگره هم که هیچ ندیدیم. ولی همه از صدقه سر ما همه چیز ا فهمیدند. همین دیگه.

    این روزها هم که درگیر سایت هستیم تا راه بیفتد. همین طور درگیر مراسم انجمن. تا چه شود. امید که خوب از آب در بیاید. امروز صبح با ۴۰۴۴ گشتیم کمی. دیروز عصر هم که آرم و لوگو را اسکن کردیم و بردیم. عصر هم باید چند نمونه دیگر ببینیم.

    کار صفحه آرایی نشریه به پایان رسیده است. تقریبا. نقد ما هم خورده است در آن. کاغذ اشتباهی آمده است از تهران. به جای ۱۳۵ گرمی یا بیشتر ۸۰ گرمی امده است.

    هم اکنون ساعا آخر مهلت ثبت نام برای شورای تحقیق را سپری می کنیم. ما که احتمالا نباشیم. ولی دوستان گویا هنوز گرمند. ماجرا کاملا یک تله به نظر می آید. همیشه انجمنی هست. یک با اسلامی، یک بار علمی، یک بار هم دانشجویان و دانش اموختگان مهندسی نفت! ولی هست جایی.

    وزیر آخر هم در حال کنار فتن است. این یکی هم کنار برود باید گویا کابینه از نو رای اعتماد بگیرد. اوضاع زیبایی است. دیروز ظهر با ۳۰۰۵ صحبت کردیم. حرفهای خوبی می زد. گر چه همان حرفها را پیشتر و بیشتر گفته بودم و عمل هم کرده بودم! ولی خب همین است دیگر. ما خیلی کارمان درست است...!!!

    امروز صبح ۳۰۳۱ را هم دیدیم. هنوز همان قدر نفتی است که بود. مدتی پیش داشتم فکر می کردم که تاپ ترین مدیران ما (امثال معظمی و ترکان و هاشمی رفسنجانی و کلا اکبر اینا!) یک مشکل دارند و آن هم این که از بس برای مبارزه با مشکلات سیستماتیک جامعه ایرانی تلاش کرده اند، این خو در وجودشان نهادینه شده است! به بیان دیگر به اوجی که باید نمی رسند، چون مشکلات زیادی هست. از سوی دیگر زمانی که اینها ایده آل هستند، نمی توان از اینها عبور کرد. البته من عبور خواهم کرد!!!

    در کنگره حفاری حرفهای جالی رد و بدل شد. از جمله این که ترکان گفت آزادسازی بر خصوصی سازی مقدم است! همان حرف مشهور استاد را گفت در میزگرد روز اول که سرپرستش عاصمی پور بود. ترکان را دقیق نمی شناختم. جز تکنوکرا تبودنش و این کارگزارنی بودن و این حرفها. با راهبرد خودم تنها شناخته بودمش. که البته این بار فهمیدم راهبردم دارد خوب کار می کند! و دیگر هم حرفهای عاصمی پور بود. که در مراسم اختتامیه جنگ جنوب-تهران نفت را دوباره راه انداخت و گفت از پتانسیل ها و سوابق و از این که در خوی هر کدام از ما یک دیکتاتور کوچولو است که باعث می شود تمام قدرت را در خود متمرکز کنیم. و از همه جا بستانیم.

شورای تحقیق

    دیشب انتصابات شورای تحقیق بود. عملکرد بچه ها بهتر از دور قبل بود. حرفهایشان را زدند، ۸۶ هایی که باید نسل ۴۰۴۴ را می شناختند بیش از قبل شناختند، و تا حدودی توانستیم کمتر ضرر کنیم. به هر حال به نظرم بهترین عملکرد ممکن را انجام دادیم. خوبی این بود که حرفها زده شد. و طبق معمول چیزی که مطرح شد بحث استعفا بود. معلوم نیست به خاطر یک کار درست تا کی باید محاکمه شد؟ البته انتظار دیگری نیست. جوامع توسعه نیافته، حتی دانشجویانشان هم، ولو به مرتبه سرداری و ژنرالی برسند، در درک خیلی چیزها به صورت صحیح عاجزند. جدا از این مساله، باید توجه داشت که به قول حافظ:
محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد/ قصه ی ماست که در هر سر بازار بماند

    بحث دیگر عدم شعور کافی جماعت ایدئولوژیک در اجرای به اصطلاح قانون است. جدا از این مورد که تا توانستند بی قانونی کردند، و هنوز درکی از قانون ندارند، گمان می کنند وظیفه اجرای همه ی قانون به عهده ی آنهاست و مهمتر این که این گونه عمل می کنند!!! برای مثال، من حتی اگر ببینم کسی در جلوی چشم من مرتکب فرضا زنا شود (با عرض معذرت از بکار بردن این کلمه) نمی توانم تا زمانی که چهار فرد عاقل و بالغ شهادت نداده اند، به این خاطر او را محکوم کنم. اگر این گونه کنم، خود من محکوم به شلاق می شوم! دلیل ساده است. باید روندی قانونی تعیین شود. نه این که فرضا "دیدن" دلیل شود. ممکن است برای من شنیدن از فردی معتمد یا اندیشیدن خودم همان قدر برایم معتبر باشد. آیا می توان بر این اساس ها عمل کنم؟ قطعا نه.

    گدشته از این امر، و بحث دروغ هایی که شورای مرکزی قانون را اجرا می کند (و لابد اگر دستش برسد قانون مجازات اسلامی را هم چون قانون است اجرا می کند -شورای مرکزی در چارچوب وظایف بیان شده در اساسنامه موظف است، نه در چارچوب هر قانونی که در اساسنامه آمده است-)، باید گفت اندک قوانینی هستند که با استناد بدانها ما رد می شویم. اگر قرار بر عمل به قانون باشد، همه آنها رد می شوند! با تفسیر ما از قانون! این است که عملا قانونی وجود ندارد، چون هر فردی باشد هر کاری بخواهد می کند! این است که دیکتاتوری نسل ۴۰۴۴ که در وجودشان نهادینه شده است، مشکل ساز می شود!

اردی بهشت هم رسید

    بالاخره اردی بهشت هم رسید. امشب، انتصابات/ انتخابات شورای تحقیق است. کدام یک، همین امشب معلوم می شود.

    از قرار معلوم از فردا باید کار مصاحبه ها را شروع کنیم. دو خبرنگار هستند. به علاوه من. و یک عکاس. خدا به سامان کند کارها را. ترکان هم که چهارشنبه صبح می آید و عصر هم می رود.

    امروز امتحان کنترل فرآیندها بود. پدرمان را در آورد. وسط های خواندن بودیم که دوباره نمی دانم چه شد. دوباره دارم همان جوری می شوم که بهار ها... باز بوی دلستر و "او" می آید.

    با اینپکس و استات اویل هایدرو و خطیبی طباطبایی و حسن تاش و ... پریشب صحبت شد. دیشب تعدادی لباس آوردند که هیچ یک مقبول طبع دوستان نیفتاد. هر چه هم من می گویم پیراهن آبی کسی گوش نمی کند.

    امروز از حراست وزارتخانه و ملی حفاری و ... تماس گرفتند. چون در نشریه خورده بود خلیج عربی به جای خلیج فارس. خدا به خیر کند...

    بدجور نیاز به خلوت و خواب دارم. به همدم و حافظ. مشق و موسیقی. یانی و تنهایی.

سرنوشت

    بهار که می شود، زنده تر می شوم. خیلی زنده تر. بوی گرما و بخار و دلستر که می آید، عجیب احساس زندگی می کنم. این روزها شادترم. و بانشاط تر. گر چه انگار خیال "او" رهایمان نخواهد کرد. بگذریم. باید به توصیه های خانم دکتر گوش کنیم. نبینیم، ننویسیم، نیندیشم و سراغ نگیریم. اگر چه سعدی می گوید که «گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سریم،» ولی خب مگر سعدی خداست؟! بالاخره سرنوشت را می توان از سر نوشت، مگر نه، "من" جان؟!...

یک هفته نفتی!

    یعنی یکی تو این زمین به این بزرگی پیدا نمی شه با خودش بگه این "نگاه از بالا" که روزی ۴ بار آپدیت می کرد چی شده یه هفته است به روز نشده؟! مرده است، زنده است، انگار نه انگار...!!!

    این روزها که می گذرد، هیچی. خانم دکتر فردوسی پنج شنبه اومد دانشکده . درباره ازدواج حرفهای اغلب تکراری، ولی بسیار راهگشا و خوبی زد. مصمم کرد من رو که مقاله ای که مدتهاست می خوم بنویسم رو بنویسم: نسبت عشق و شهوت. تجربه شخصی من می گفت که عشق های اساطیری )در مقابل عشق های مدرن) اغلب بر پایه شهوت بنا شده اند. که خانم دکتر تایید کرد.

    پنج شنبه ظهر که با آقای کنگره پور امدیم دانشکده، همزمان مسابقات قوی ترین مردان دانشکده و سمینار تقریبا بی تماشاگر نانو در حال برگزاری بود. پنج شنبه عصر سایت استارت خورد. جشن ساز هم اومده بود اهواز که مصاحبه اون هم ضبط شد.

    سه شنبه با شکرالله زاده در حاتل عزیمت به سمت چهارطبقه بودیم که حرفهای جالبی می زد. از عدم توان رسیدن به ۷ میلیون بشکه در روز و مخالفت با نظام پرداخت هماهنگ و این چیزها... و البته غنیمی فرد و مهدی حسینی و مبینی دهکردی و ...

    دوشنبه شب که خطیبی طباطبایی مسئول امور بازاریابی و فروش محصولات معاونت بین الملل وزارت اومده بود. با کلی تشریفات اوردیمش دانشکده. استراحتش تو هتل بود و اندکی بریز و بپاش. به قول طلحه نقطه اوجش اومدنش با رونیز بود!

    شعله توزیع شده است. سوتی Arabian Gulf هم تابلو شده است. گر چه نشریه خوب از آب در امده است. امروز پول اوکی شد.

    اردی بهشت نزدیک است...