الهام آمد و رفت
دیشب الهام اومد دانشکده. البته منظورم دکتر الهامه! یه مقدار در مورد وحدت حوزه و دانشگاه صحبت کرد. بعد هم شروع کرد تعریف از دولت و احمدی نژاد. سوال ها شروع شد. سوال شفاهی که کسی نباید می پرسید، چون وقت نبود. سوال های کتبی هم اصلا گزینش نشدن!!! یه نفر از بچه های گروه خیریه انصار یک ساعت و نیم یه کاغذ دستش گرفته بود که روش علامت سوال بود. الهام هم گذاشت سوالش رو بپرسه. از فقیران گفت و گفت که همین فردا صبح هزار نفر رو ردیف می کنه که دیشب گرسنه خوابیدن... الهام فکر کنم همین جا بود یا جای دیگه سخنرانی که قاط زد! گفت یعنی شما می خواین بگین که فلانه و بهمانه و ملت بدشانسی اوردن؟ که زمزمه های بچه ها پیچید. گفت یعنی ما می خواین حرفای مافیا رو بزنین و این مزخرفا...
الهام و این جماعت کلا مشکلات دارن. سیستم ذهنی شون متفاوته. موقع تحلیل قضایای هسته ای از دید الهام جالب بود. می گفت کارشناسای ما احساس تحقیر می کردن. بهشون توهین می شد و این مزخرفا. این چیزاست که می گم ایدئولوژیک بودن مضره. طبیعیه که یارو با این دید گزارش نهادهای امنیتی امریکا که گفتن تا ۲۰۰۳ فعالیت به قصد نظامی داشتیم رو نیمه پرش رو ببینه... حرف از غیرت و نفرت و تحقیر و این چیزها زدن دیگه دوره اش گذشته، امیدوارم بگذره. الان دوران منطقه و عقل. خدا به خیر بگذرونه.


