باز هم بگویم از انجمن

    دیروز پریروز ۴۰۴۴ بهم گفت تا عکسهای دوران انجمن خودمون رو بدم واسه معاونت دانشجویی می خوان اول سال بعد یه دفترچه بدن بیرون. تو فکر بودم. جدا از این مساله که حتی اگه بخوایم موارد اصلی رو کنار بذاریم و بیلان کاری رو نگاه کنیم باز هم تو اون یک ماه و بیست روز ما خوب کار کردیم، من باید این کار رو بکنم یا نه؟ امروز ۴۰۴۴ اومد تا این کار رو بکنیم و عکسها رو کپی کنیم که دیدیم کامپیوتر داغون اینجا جواب نمی ده. خیلی کنده و چند صد تا عکس رو نمی شه راحت دید. بهش گفتم خودم انتخاب می کنم و گفت خوب انتخاب کن [هم اون هم من می دونیم منظور چیه، من عکسهای جهت دار انتخاب نکنم] و اضافه کرد تا تاثیر داشته باشه. پنجه می خواد ببینه. یه طوری که بودجه فرهنگی رو زیاد کنه. من فکر کردم آخه چرا باید این طور بشه؟ جدا از این مساله که من این کار رو می کنم و عکسها رو می دم و به بهترین نحو ممکن هم این کار رو می کنم، بودجه زیاد بشه که حرص و طمع بچه ها برای دور زدن هم دیگه، که کم شدن دوستی ها، که نامردی ها و زیر آب زنی ها زیاد تر بشه؟ که انجمن وضعش بدتر بشه؟ قضیه خیلی ساده است. وقتی هیچ راهکار دموکراتیکی در نظر گرفته نمی شه، وقتی که دانشجوی مملکت که باید آرمانخواه ترین آدم باشه، وقتی دانشجو فاشیست می شه، دانشجو رانده می شه، (بحثم به هیچ وجه ربطی به حکومت نداره) اون وقت همون بهتر که هیچ بودجه ای نباشه. چند وقت پیش بود. صحبت با 4046 از تغییراتی بود که قراره تو سیستم فرهنگی بشه و شد البته تا حدود زیادی و گفت که اوضاع بهتر می شه. من گفتم به هیچ وجه تغییری نخواهد شد. در این که سال بعد اوضاع بهتر می شه ک ههیچ شکی نیست ولی این بهتر شدن یه روندیه که خود به خود اتفاق می افته و هیچ ربطی هم به تغییرات مدیریتی نداره. یک سال در میون این اتفاث می افته. و اگر منظور تغییر خاصیه که همون طور که گفتم نمیشه. البته سال بعد رو خواهم دید، رد صلاحیت های ناجوانمردانه مثل همیشه، فاشیست بازی ها و ... . احتمال دیگه هم هست. اون هم رها کردن انجمنه، یا لااقل به این شکل بهش نچسبیدن از سوی بر و بچز اون طرفی. خیلی ساده است، یک ذوق در ناخودآگاه ک هبیان و بگیرن و حال کنن و بعد هم بندازن دور و احتمالا هم بگن چرا شما نمی یاین؟ خیلی ساده است. انجمن وسیله ای شده برای راضای حس ناخودآگاه قدرت طلبی، نکته ای که 3007 هم برش تاکید داشت و بعد هم حذف هم دیگه، تو سر و کله هم زدن، و بعد هم که تموم شد بی خیالش شدن. واقعا جالبه. انجمن شده مثل یک زن فاحشه که هیچ من دلم نمیاد کاری باهاش داشته باشم، جز از روی ترحم. دارم بزرگ می شم و حس ترحمم داره کمتر می شه، بی شک منظورم ترحم از نوع دلرحمی ناآگاهانه. همون طور که امثال تو شب 17 آذر فکر کنم بود که این ترحم عمیق به جانم چنگ می زد و من بهش اعتنایی نکردم، باز هم همین طور خواهد بود، ان شا الله. امیدوارم سال بعد شرایط همون طوری بشه که باشد، 4044 و امثالهم طبق معمول با رفتارهای ناپسند و نادرست بیان داخل، و من نیام. چون اصلا دوست ندارم تو این شرایط که یه عده هر کاری خواستن کردن و حالا می گن حالا تو بیا واسه تو بیام و یه فاحشه رو تحویل بگیرم. تو بدترین شرایط ، بی نیرو، به پشتوانه، بی همراه، بی قدرت روحی و جسمی، امیدوارم حس قدرت طلبی دوستان از بیرون انداختن بقیه، به دوش کشیدن عناوین گوناگون، خود نشان دادن، جلسه با این و آن گرفتن، بی اعتنایی به جمع، بی اعتنایی به قانون، و خواستهای ناخودآگاه کودکانه شون که در سخنان و رفتارهاشون عیان شده به پایان نرسه و ارضا نشه! چرا که من مجبور نیست تو انتخابی دشوار و پر از رنج مثل نیمه شب 17 آذر اسال باشم و از بین خاتمی و هاشمی، هاشمی رو انتخاب کنم. اون شب رو یادم هست. فشار یک دکمه باعث می شد تا حس کودکانه من ارضا بشه و انجمن از هم نپاشه، من بین پاشیدن انجمن و اون ارضا، پاشیدن انجمن رو انتخاب کردم. از اون شب یک هفته نگذشته که شورای مرکزی استعفای دسته جمعی داد. 

مسائل اخلاقی خاتمی، مسبوق به سابقه

    تو هم میهن امروز خاتمی مساله دست دادن رو تکذیب کرده. و تو هم میهن هم مطالبی هست از این که قبلا هم چنین کارهایی علیه خاتمی انجام شده. با ذکر مورد و سند. لینک پی دی اف رو می ذارم و همین طور لینک متن رو.

لینک فایل پی دی اف

لینک متن

صفحه اول هم میهن امروز

مشروط می شویم!

    دیروز عصر سایت بودم که شنیدم نمره های سیالات رو می دن. ۴۰۱۲ گفت یه مین داریم که من قفهمیدم افتادم. گفت تو چندی و شماره ام رو گفت که من فهمیدم. آخه چرا؟ من یعنی از ۱۰۰ نمره ۲۶ نوشته ام؟ خب البت لابد نوشته ام دیگه! من این ترم با معدل زیر ۱۰ مشروط می شم! عالیه، نه؟ نمره ها رو دیدم. یه نفر انداز همن شده اون هم ۳۰۳۲ معروف و یه نفر هم شده ۲۰ که ۴۰۳۹ و بقیه هم ۴۰ به بالا. اونی هم که میان ترم صفر شده بود از بیست (میان ترم از ۴ بود و ضرب در ۵ شد) شده بود ۴۴! من از اون هم کمتر شدم. خنده دارترین نمره میان ترم مال من بود. ۱ از بیست یعنی تو برگه ۰.۲ نمره نوشتم! کاش سفید می دادم.

چقدر بده!!!

    چقدر بده آدم تو دو سه ساعت سه چهار بار بیاد چک میل یا هر کار دیگه ای کنه و سایت شلوغ باشه! چقدر بده اون کسی که این اتفاق واسه ش می افته دختر باشه! چقدر بده که تو دانشکده نفت باشه! و چقدر بدتره که ۴۰۲۵ باشه! و چقدر خوبه که خیلی ها این رو نمی خونن، اگر نه باید به جای ترم دوازده الان اسبابم رو جمع می کردم و از اینجا می رفتم!

دختران حفار!

    دیشب اتاق یکی از بچه ها بودیم. ۴۰۴۵. من مشغول منبر رفتن بودم که یه بنده خدایی گفت که ۴۰۳۹ و ۴۰۰۶ تابستون کارآموزی اینجا هستن! تو گرمای چنجاه و اندی، باد داغ، گرد و خاک، تنهایی، دوری، تو اهواز، حالا مارون یا چهار طبقه فرقی نداره، تو خوابگاه، و تو بدترین طرز ممکن! واقعا دختر این جوری نوبره. مدتها پیش بود که من لقب دختر حفار رو واسه اینها انتخاب کرده بودم. برام جالبه. دختریی که مثل مرد رو پای خودش وای میسه!

ژاک شیراک

او احتمالا بزرگترین گلیست این سالها بود. او احتمالا بزرگترین رئیس جمهور این سالها هم بود. مردی که به تنهایی در مقابل امریکا ایستاد تا بقیه هم جرات کنند.

ژاک شیراک

وقتی ابهت او را با سارکوزی مقایسه می کنم، به تفاوتی عمیق و عجیب پی می بریم. تفاوت که حتی در ظاهر ایشان هم نمودار است. این تفاوت را شیراک با اکثر قدرتهای اول کشورهای دنیا داشت.

شیراک، دوویلپن، الیوه ماری در حال سان دیدن

در روزهایی که لوپن از این که یک الجزایری گل های پیروزی فرانسه در مقابل برزیل را به ثمر رسانده "شرمگین" بود، شیراک از زیدان حمایت و تقدیر کرد. این کار، پس از حرکت زیدان مقابل ماتراتزی هم تکرار شد. زیدان، بازیکنان تیم ملی و همسرانشان ناهار را در کاخ ریاست جمهوری صرف کردند.

زیدان و همسرش در کنار پرزیدنت شیراک

خیلی ها می گفتند او هنوز آنقدر محبوب بود که اگر می آمد باز هم مردم او را انتخاب می کردند. البته اگر کهولت سن اجازه می داد.

شیراک و سارکوزی در حلقه مردم و خبرنگاران

شیراک در حلقه مردم

سالهای دور. ژاک در کنار همسرش برنادت و دو دخترش کلود و لارنس. سالهای دور، شاید بیش از بیست سال قبل.

شیراک در کنار همسر و دو دخترش

شیراک در کنار همسرش و کلود. کلود، سالها بعد مدیر روابط عمومی شیرراک بود. علاقه ی او به پدر، انکارناشدنی و بی اندازه بود.

شیراک در کنار همسرش و کلود

در ملاقاتهای خارجی و داخلی اغلب مشاهده می شد که شیراک دست زنان را می بوسد.

شیراک در حال بوسیدن دست مرکل

سالهای دور. برنادت در یک مهمانی رسمی. چهره ای بسیار زیبا و خاطره انگیز، مثل زنان اوائل سده پیش. مرا به یاد وولف می اندازد.

برنادت در کنار همسر پامپیدو. دومین نفر از سمت چپ.

"تو با ما خواهی آمد" با این جمله در فرودگاه بود که یک "خارجی" به خانواده آنها اضافه شد. این دختر، بعدها صاحب سه فرزند شد که همه را به نامهای فرانسوی خانواده اش نامید.

نوزدهمین نشست مشترک فرانسه و اسپانیا در اسپانیا. دختری در حال بوسیدن رئیس جمهور محبوب، شیراک.

دختری در حال بوسیدن رئیس جمهور محبوب شیراک

دوران شهرداری دو دهه در پاریس. او سالها در اوج قدرت بود. نزدیک چهار دهه. هیچ مشکلی او را از بزرگی به پایین نیاورد.

وداعی باشکوه برای شیراک، بی آنکه اسطوره باشد. این بزرگترین نقطه قوت او بود. بزرگی بی اسطوره بودن.

روز واگذاری پست به سارکوزی

نطقهای کوتاه و شورانگیز هفتگی شیراک به پایان رسید ...

شیراک در هنگام نطق تلویزیونی در شبکه یک ملی

که هنوز من نبودم

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی                    که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد                      دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

چه حکایت از فراقت که نداشتم و لیکن                            تو چو روی باز کردی، در ماجرا ببستی

نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به                           که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی

دل دردمند ما را، که اسیر توست یارا                          به وصال مرهمی نه، چو به انتظار خستی

نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا              تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی

برو، ای فقیه دانا، به خدای بخش ما را                   تو و زهد و پارسایی، من و عاشقی و مستی

دل هوشمند باید که به دلبری سپاری                   که چو قبله ایت باشد، به از آن که خودپرستی

چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد                    چه کنند؟ اگ زبونی نکنند و زیردستی

گله از فراق یاران و جفای روزگاران                    نه طریق توست سعدی، کم خویش گیر و رستی

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

شعر از: سعدی

عکس از: کوربیس

تیم سارکوزی

معروفترین و مهمترین اعضای تیم سارکوزی. البته به جز ژوپه که گویا دیروز امروز تغییر کرده است و موقتا بورلو جایش را گرفته، شاید هم دائم!

                    نیکولاس سارکوزی، رئیس جمهور            فرانسیس فیلون، نخست وزیر

نیکولاس سارکوزی     فرانسیس فیلون

                       میشل الیوه ماری، وزیر کشور                ژان لویی بورلو، وزیر اقتصاد

میشل الیوه ماری     ژان لویی بورلو

                       برنارد کوشنر، وزیر امور خارجه                 آلن ژوپه، وزیر محیط زیست

برنارد کوشنر     آلن ژوپه

امتحانات به پایان رسید ...

    امروز امتحان مطلب رو هم دادم. البته مظورم بی شک MATLAB نه مطلب! ما کارمون تموم شد، کسی کاری نداره. دیشب نه پریشب هم نه پس پریشب یه لکچر یک ساعته گرفتم، تا الان که صبح ربع ساعت و دیشب ده دقیقه نگاه کتاب کردم. الان هم رفتم و امتحان دادم و اومدم. حالا میره تا دوم که زبانه و سوم که آزمون جامعه. ولی علی الحساب ما کارمون تموم شد، کسی کاری نداره ... ؟

گفتگویی با دکتر موسی غنی نژاد درباره اخلاق و سیاست

    هم میهن امروز گفتگویی با موسی غنی نژاد انجام داده است. و البته آدرس ایمیلی هم برای بیان نظرات مرقوم کرده. لینک فایل پی دی اف و متن آن را می آورم.

لینک فایل پی دی اف

لینک متن

معادلات دیفرانسیل

    امتحان معادلات دادم. چیزی زیادی نخوندم، تقریبا هیچی نخوندم. البته بلد بودم. امتحان هم سخت نبود. ولی ما کارمون تموم شد، کسی کاری نداره ... ؟

در لباس عروسی ...

ازدواج

عکس از: کوربیس

آسمان زیبا

    مدتها پیش نوشته بودم از آسمان زیبا و زیبایی هایش و این که عجیب احساس ترس در وجودم می افکند. مدتی است که گر چه حساسیتم نسبت به آن اندک شده است چرا که دیگر آن بدشانسی ها به سراغم نیامده اند دو بار، اما هنوز احساس عجیب پا برجاست. امشب دوباره ماه را زیبا دیدم. نمی دانم، ولی آیا باز خبری چیزی ...

ماه

عکس از: کوربیس

مساله دست دادن خاتمی

    چند روز پیش بود که مساله دست دادن خاتمی توسط عده ای اغلب شاید نادان مطرح شد. دلیل مخالفت با طرح این گونه ی مطالب را نمی گویم چرا که اگر امیدی به قبول کردن یا لااقل بی غرض شنیدنش داشتم مسلما ای نگونه شنیدنش خود به مرحله ی عمل کردن می رسید. اما همین قدر که پرداختن به اصول و دست نهادن بر مسائل کوچک و بزرگ ها را ندیدن و به کوچک ها پرداختن و البته بزرگی شخصیت خاتمی به عنوان یک اندیشمند مسلمان خود کافی است. بهترین دفاعی که شنیده ام و خوانده ام در هم میهن امروز منتشر شده است. حجت الاسلام فاضل میبدی به زبانی فقهی حدیث امام علی (ع) که چهار موردی که نابودی نظامی را رقم می زند را گفته است، بیان کرده است. گمان می کنم خواندنش بسیار موثر و جذاب باشد. در این مساله اصل حرمت دست دادن نیز مورد بررسی قرار گرفته است. لازم به ذکر است آنگونه که در این چند روز در منابعی به نظر موثق خوانده ام (جدا از این که اصالتا دروغ اینگونه گفتن چندان ممکن نیست) بسیاری از علمای شیعه و سنی نه تنها دست دادن را "مطلقا حرام" نمی دانند، بلکه خود نیز این کار را انجام میدهند! بی هیچ مقدمه ای، لینک مطلب.

لینک فایل پی دی اف مطلب "مساله دست دادن" در هم میهن امروز

عیسی گلاب است، هنوز هم

    صبح تحقیق بردم از عیسی دو نمره گرفتم. ای ول دمت گرم عیسی. افتاده رفت پیشش، ۱۴ شد ای ول. عیسی هر چی باشه گلابیته (خاصیت گلاب بودن!) رو حفظ کرده.

ما چه قدر خوبیم!

    در هم میهن امروز مطالبی هست پیرامون سفر دیروز احمدی نژاد به قم و زیارت آیت الله مصباح یزدی! البته یه سوتی هم هست و این که عکس مطلب صفحه ۲۳ که لینکش رو اینجا گذاشتم قبلا تو سالنامه سال ۸۴ شرق کار شده. نه این که فکر کنین هم میهن و شرق نسبتی با هم دارن؟ نه ... !

لینک فایل پی دی اف تجلیل رئیس جمهور از مصباح یزدی (صفحه ۲۳ هم میهن)

صفحه اول هم میهن امروز

خاتمی

    امروز در سایت امروز بخشی از سخنان خرازی به نقل از نشریه بوستون کلاب رو خوندم. فکر می کنم تکرار اون خالی از لطف نباشه:

او مردی است که به زیبایی سخن می گوید، قامت نظیف دارد، سخنان منطقی می زند و به همراه لبخند، مهربانانه سخن می گوید. خاتمی مردی است که از حزب الله سخن می گوید برای او دست می زنند، از آمریکا و اسرائیل انتقاد می کند برای او کف می زنند، از پرونده هسته ای ایران دفاع می کند برای او دست می زنند، و از هر چه هر چه صحبت می کند باز هم برای او کف می زنند.

رئیس جمهور خاتمی

خون

قلب من باز چو نی می نالد.

ای خدا خون کدامین عاشق،

باز بر خاک چکید؟

شعر از: ه. ا. سایه

 

آخ جون

    هه هه هه (صدای خنده) الان امتحان خواص سنگ دادم. آخ جون می افتم با تمام قدرت. نصفه اول که شیش تا بود فقط دو تا شو کمتر از نصف جواب دادم. نصفه دوم هم از ۳ تا حدود ۳/۱ سوال مجموعا جواب دادم. ما کارمون تموم شد ... کسی کاری نداره؟

کودکانه

کودکانه

عکس از: کوربیس