فکر مي کنم بهترين ترفند براي سالم و آگاهانه زيستن در اين روزگار پررنگ و نيرنگ، در اين زمانه ي عاشق کشِ گاهي زشت گاهي زيبا، جز خويش را از تعصب و تحجر دور نگاه داشتن نيست. جدايي از تعصب در چنگ انداختن به باورهاي کهن و پوسيده، و تعصب در مدرنيته و نو شدن و انديشيدن. گيرم، همان بازگشت به خويشتن. و باز، گمان مي کنم، خوبترين و درست ترين راه براي شناخت و در نتيجه نجات خود و اطرافيانمان، از باتلاق انديشه ها و توجيه ها و دلايلِ اسير در باتلاق منيت ها و علت ها، و مکتب هاي موروثي و ايسم ها و ايست ها، چيزي نيست جز يک نگاه بي طرف، يک نگاه از بالا ...