در ستایش محسن چاوشی

    محسن چاوشی سلطان موسیقی زیر زمینی است. البته حامد هاکان، محسن یگانه و به تازگی محسن نامجو هستند. ولی چاوشی توانسته در زیر زمین! به خوبی خود را تثبیت کند. علی سنتوری کار داریوش مهرجویی با بازی بهرام رادان و گلشیفته که خوانندگی چند آهنگ از چاوشی را به همراه خود داشت و قرار بود عید فطر امسال اکران شود و بر اساس بیانات شخص نادانی که متاسفانه بر مسند وزارت ضدفرهنگ و ارشاد اسلامی نشسته است، هرگز این اتفاق نخواهد افتاد. بماند از آنکه نام چاوشی از تیتراژ حذف شد، با ابتدایی ترین وسایل آهنگ ها را ضبط کرد، و سرانجام برای اکران قرار شد اهنگ ها را رادان بخواند و البته در نهایت این موقعیت استثنایی از دست رفت، برای او، و برای من. امیدواریم بتواند آلبوم ششم و به روایتی پنجم خود را با مجوز به بازار برساند، و بتوانیم علی سنتوری را ببینیم. گر چه مشخصا مساله اساسی تر از این حرفهاست، حتی تغییر نام به سنتوری و بازخوانی آهنگها توسط رادان هم نتوانست وزارت صفار هرندی را راضی کند. مشکل بنیادی تر است.

    محسن چاوشی را از ترم دوم ورود به دانشگاه شناختم. ترم یک او را نمی شناختم، همین طور "او" را! احتمالا با سرگرمی تو بود. به هر حال نفرین در آلبوم خودکشی ممنوع یک نقطه ی عطف در موسیقی زیر زمینی بود، البته نه به اندازه سرگرمی تو و عسل ناب نگاهت. من با چاوشی جلو رفتم. آلبوم دیگری هم بود با نام کفتر چاهی که خود چاوشی به حساب آلبوم هایش نمی گذارد. و بعد هم آلبوم بسیار خاطره انگیز لنگه کفش. لحظه ای نیست که تنگ بلوری و عشق دو حرفی را گوش نکنم و عمیقا تحت تاثیر قرار نگیرم. تاثیری از آنگونه که مانندش را هیچ موسیقی به سرم نمی آورد، بی اغراق. و بعد هم فکر کنم ترم سوم بود که شبی که می خواستم حرکت کنم به سمت اهواز، آلبوم جدیدش را دانلود کردم. آلبوم متاسفم. که سنگ صبور هم جزو آن بود. و سنگ صبور بعدها با آلبوم خودفریب پخش شد و هیچ کس آن را جزو متاسفم نمی داند. آهنگ فلسطین یک آهنگ معمولی است، و من هم با گوش دادن به آن به یاد ملت مظلوم و احمق فلسطین افتادم در راه آبادان-اهواز چند قطره اشک را چاشنی آن کردم! و بعد هم که آلبوم خودفریب را در پیست (همون کتابخونه که ملقب است به پیست خردوانی، و به طور خلاصه پیست) گرفتم. آن دفعه به اضافه دو دفعه دیگه که روی هم زمانی در حدود نیم ساعت شد تنها زمانهایی بود که پای بدان پیست نهادم. نتیجه اش هم این همه عقب افتادن است. و بعد هم که دموی آهنگی با نام عصا به دستم رسید. از آلبوم یک شاخه نیلوفر. و هنوز منتظرم. عصا می گوید:

 

آینه و شمعدون نمی خوام

من لب خندون نمی خوام

هر چی که خنده است واسه تو

هر چی غمه برای من

...

پاییز از فریبرز لاچینی

    این موسیقی بسیار زیبا که البته به خاطر این که چگالی احساسی! زیادی داره نمی شه بیش از روزی یک بار گوش کرد، تموم کاری که باران عشق چشم آذر تو یک ساعت می کنه، تو ۵ دقیقه سر آدم میاره، به قول ۳۰۳۱. به همین دلیل من این رو زیاد گوش نمی کنم. غوغای بسیار زیبایی با پیانوی ایرانی در این موسیقی بر پاست. اوج احساس و اندوه و زیبایی موسیقی ایرانی.

نام قطعه: پاییز اثر: فریبرز لاچینی زمان: ۴:۰۳  فرمت: WMA  سایز: ۸۷۹ KB  کیفیت: ۳۲

موسیقی پرافشنال ساخته ی انیو موریکونه و چی مای از خود او

    این اولین پستیه که درباره ی موسیقی می ذارم. این موسیقی، موسیقی فیلم پرافشنال نسخه ی قدیمی با بازی ژان پل بلموندو است. موسیقی توسط انیو موریکونه ساخته شد و بسیار زیباست. من احساس می کنم در هنگام نواخته شدن تعداد زیادی ساز زهی هستن که تعدادی با هم بالا و تعدادی با هم پایین میان و تصویر زیبایی ساخته می شه. این موسیقی رو شبکه سه بارها پخش کرده و من بسیار دوتش می داشتم، هر چند اسمش رو نمی دوستم اون زمان. موسیقی رو پل موریه هم اجرا کرده که اجرای جالبیه هر چند به پای این اجرا نمی رسه. آهنگ دیگری هم هست از خود موریکونه که شبیه همین آهنگه و اسمش چی مای هست. اون هم موسیقی زیباییه.

    اما تو این آهنگ یک جور رنج و لذت مبارزه و نبرد هست. مبرازه ای که در کنارش یه مبارزه با یه مشکل یا رنج بزرگتر دیگه هست، مثل یک جور عشق. تو تموم موسیقی تنهایی معلومه و حس مبارزه فریاد زده می شه. موسیقی گاهی از درون و گاهی از بیرون فرد رو توصیف می کنه. و احساس تنهاییش رو منتقل می کنه.

    تو آهنگ چی مای هم، همین حس هست. منتها جنبه ی احساسی بیشتر وارد شده و بسیار زنده تر ساخته شده. به درد گریه کردن می خوره! انگار تموم دشواری ها و تنهایی ها تو یه شب تاریک یه دفعه به اوج برسه.

نام قطعه: Professional  اثر: Ennio Moricone  زمان: 5:06  فرمت: WMA  سایز: 803 KB  کیفیت: ۳۲

نام قطعه: Chai Mai  اثر: Ennio Moricone  زمان: 5:06  فرمت: WMA  سایز: 1.19 MB  کیفیت: ۳۲