بالاخره اردی بهشت هم رسید. امشب، انتصابات/ انتخابات شورای تحقیق است. کدام یک، همین امشب معلوم می شود.

    از قرار معلوم از فردا باید کار مصاحبه ها را شروع کنیم. دو خبرنگار هستند. به علاوه من. و یک عکاس. خدا به سامان کند کارها را. ترکان هم که چهارشنبه صبح می آید و عصر هم می رود.

    امروز امتحان کنترل فرآیندها بود. پدرمان را در آورد. وسط های خواندن بودیم که دوباره نمی دانم چه شد. دوباره دارم همان جوری می شوم که بهار ها... باز بوی دلستر و "او" می آید.

    با اینپکس و استات اویل هایدرو و خطیبی طباطبایی و حسن تاش و ... پریشب صحبت شد. دیشب تعدادی لباس آوردند که هیچ یک مقبول طبع دوستان نیفتاد. هر چه هم من می گویم پیراهن آبی کسی گوش نمی کند.

    امروز از حراست وزارتخانه و ملی حفاری و ... تماس گرفتند. چون در نشریه خورده بود خلیج عربی به جای خلیج فارس. خدا به خیر کند...

    بدجور نیاز به خلوت و خواب دارم. به همدم و حافظ. مشق و موسیقی. یانی و تنهایی.