مدت زیادی است که به روز نشده است، دلیل اصلی شاید در همین حکایت نهفته باشد:

«بنده خدایی به فرنگ رفت. وقتی برگشت، پس از کلی احوالپرسی ازش پرسیدن همسرت رو هم بردی؟ گفت: آدم وقتی میره رستوران، نون پنیرش رو با خودش نمی بره.»

الان هم وقتی سایت هست، نمی شه. بگذریم از این که وقت نیست. قرار است تا مدتی کمتر از احتمالا یک هفته بعد، دوران گذار آغاز شود. بگذریم... انشاالله.

حقیقت این است که کمتر از 11 روز تا عید مانده. و جالب این که دیگر عید هم هم کافی نیست.خوب می دانم که سال تحویل، یک لحظه قراردادی است. که می تواند هر روز دیگری باشد. و حتی بهار هم می تواند نباشد موقع تحویل سال. اینها دیگر برای همه ما آدم های باهوش، واضح شده است. واضح واضح. به خوبی می دانم که حقیقت و برداشت ما از آن متفاوت است. من قطعا دیگر آن آدمی نیستم که با زمانی با شالیزار خداحافظی کرد. «بزرگ»، یا «متکامل»، نشده ام. «دیگر» شده ام. دیگر