اینجا آشپزی هست که از سوریه آمده است. برای صحبت با همسرش از طریق اینترنت به اتاق ما می آید. چند بار با یکی از کمک آشپزها که عرب بود آمد تا برای ما ترجمه کند حرفهایش را. بعد از چند روز به تنهایی می آید. بساطی شده است صحبت کردن ما با این بابا! او فارسی می گوید، ما عربی، بعد با هم انگلیسی صحبت می کنیم، آخرش با اشاره یم فهمیم! امشب هزار بار اسم همه چیز را آوردیم بلکه بفهمانیم میوه یعنی چه! وسط کار کاشف به عمل آمد آقا دورگه هستند و ترکی هم می فهمند! این وسط ما هم یک هم اتاقی تر ک داریم! حالا شد فارسی و عربی و ترکی و انگلیسی!