دوست ندارم بیخودی همه رو بزرگ کنم، ولی بعضی وقت ها لازمه که برخی چیزها رو گفت. مثل تیتر یک عقده ها. الان هم لازمه چیزی رو بگم. این که اون تیتر یک درسته و روز به روز هم بهش اعتقاد بیشتری پیدا می کنم درش شکی نیست. موضوع الان یک بندشه. بندی که درباره عقده توهم نوشت شده بود. این که منظور از این بند چیه؟
    برخی فکر می کنن زمانی که من این رو نوشتم که فکر کنم 14 مهر بود که اومد بییرون قلم، منظور این بود که نگاه هرگز منتشر نخواهد شد، یا این که نگاه مورد توجه عامه قرار نمی گیره، یا نشریه خوبی نخواهد شد یا ...
    واقعا حماقته اگر فکر کنه کسی من منظورم این بود که نگاه نمیاد بیرون یا خوب از آب در نمیاد. می شه اون آدمها (همه شون از 4045 تا 2045 و حفار سینمایی و زبیر و ...) تو یه نشریه باشن و اون نشریه بد بشه؟ معلومه که نه. در مورد بیرون اومدن هم همین طور. منظور من از توهم چیزهایی بود که قرار بود نگاه باشه و نشد. چیزهایی که الان هیچ کس یادش نیست، حتی خود من خیلی هاش یادم نیست. بهتره جو اردیبهشت و خرداد سال قبل رو به یاد بیاریم و این که همه چقدر مشتاقانه منتظر نگاه بودیم (همه از جمله خود من) و این که فصل نو خواهد بود و فراتشکلی خواهد بود و  کاملا آزاد هر کسی خواست میاد و یه سطح بالاتر از همه نشریات می شه و ...
    اون اتفاقات الان کجاست؟ اون تیم بزرگ نگاه کو؟ اون تیمی که قرار بود فراتر از همه باشه کو؟ نگاه مگه قرار نبود دوهفته نامه باشه، پس چرا شده فصلنامه؟! قلم دو برابر نگاه تو این مدتا ومده بیرون. همین طور کتیبه. امیدوارم بحث کیفیت پیش نیاد. چون فقط نگاه 1 بود که تونست کیفیت رو بالا داشته باشه. نگاه 2 به زور سی دی بود که به خورد ملت رفت. گر چه از زحمات همه اون دوستان تشکر می کنم. اما وقتی به قلم13 و 2030 توهین شده، لازمه که دفاع کنم. گر چه دوست ندارم سر به تن 2030 فاشیست باشه! ولی بحث قلمه که از شماره یک تا الان تا جایی که تونستم کنارش بودم. اون نگاهی که قرا بود شماره بعدی اش اول آبان باشه کجاست آقای حفار سینمایی؟ برو وبلاگت رو بخون و باور کن عقده توهم راسته. نگاه 2 با اون صفحه آرایی ضعیف و اون ویرایش افتضاح فرقی با قلم نداره. ضمن این که قلمی ها ادعای روشنفکری ندارن، قلمی ها نشریه شون اشکالای ویرایش کمتری داره. دو صفحه از 10 صفحه در مورد انتخابات آمریکا بود. یه جوگیری و ژست بچه گانه! چقدر از اون به بعد انتخابات امریکارو دنبال کردین؟ چند نفر خوبه از آدمهای مستقل به من گفتن از نگاهی ها به خاطر این ادای شمول پذیری و در واقع انحصار طلبی شون. قلم افتخارش به اینه که رک داره می گه ما انحصار طلبیم. مدیر مسئولش هم رسما می گه فقط من. تو تیتر یکش هم می گه. نمی گه : من یه مجوز گرفتم و هر کی خواست بیاد کار کنه. استفاده ابزاری از بچه ها ورودی 86 بماند... در مورد مطالب هم که بماند. مطلب نوشتن در مورد چیزی که هیچ کس علاقه به خوندنش ندارد هنر نیست. به اسم مطلب قوی و سنگین مطلب نوشتن عین کار اشتباه است. قلم هویت دارد. سابقه دارد. آینده دارد. و یک چیز بزرگ:
ادعای گزاف ندارد...
آقای حفار سینمایی! شما طرف حساب من نیستی. ولی کو نگاه اول آبان؟ کو آن توهم؟ فصلنامه انحصارگرای نگاه... باور کن تیتر یک من رو.

پ. ن: امیدوارم اهالی نگاه به دل نگیرند. آن دو نفری که طرف حسابند خودشان می دانند. خیلی از این انتقادات به قلم هم وارد است. منظور خاصی نیست. اما الان به یاد توهین به قلم افتادم. باید جواب داد نگاه قطعا نشریه خوبی است. اما به هیچ وجه آن چیزی نیست که قرار بود باشد. تمام حرف من همين است. شور و شوق ها و حرفهای قبل از در آمدن نگاه در سال تحصیلی قبل را به یاد بیاورید و باور کنید. باز هم می گویم: نگاه خوب است، ولی آن چیزی نیست که قرار بود.