تموم شد!
دیشب بالاخر همه چیز تموم شد. فحش ها رو خوردیم و تموم شد! من نمی دونم انجمن ۳۰۰۵ چه ربطی به من داره که ۲۰۴۱ فحش هاش رو به من می ده؟! حال داد البته! ۴۰۴۴ بزرگ دو سه بار گفت جلوش رو بگیرم که گفتم فرقی نداره و تو دلم بود که بذار حرف بزنه. آخه حال می ده! بعدش هم که دیگه رسما گفتم بذار حرفش رو بزنه. که زد. ولی موندم از این که کسی که بالاترین فعالیتش شرکت تو کانون اندیشه بود به من داره حرف می زنه! بگذریم. به دل نگرفتم، گر چه هنوز برام جای سواله که چرا؟ یا من چه استفاده ای از ۴۰۴۷ کردم که می گه من استفاده ابزاری ازش کردم یا می خوام از ۸۶ ها بکنم؟! امیدوارم این تفکرش نباشه. چون اگه این باشه من نمی تونم با این شورا کار کنم. باید یه بار بشینیم و با شورای مرکزی سنگ هامون رو وا بکنیم. به هر حال فحش هی بقیه رو خوردیم و سرداران تنها! هم رفتند و بگذریم...
سخنرانی های خوب یکی مال ۳۰۳۱ بود که کلا ۱۵ ثانیه هم نشد و یکی هم مال ۳۰۳۵.
بعدش به همه تبریک گفتم. آخریش ۲۰۳۵ بود که حرفایی که به خیلی ها نزدم بهش گفتم. و پیش بینی هایی همین طور. قول هایی بهش دادم. امیدوام شرایط اون قول ها فراهم بشه تا من هم عمل کنم، ان شا الله. گر چه الان تو جو احساسی هستم و بالاخره تصمیم گیری هام چندان منطقی نیست. دیگه این که دوست دارم این بدبختی ها تموم شه.
دیروز صحبت بود که ممکنه انتخابات به تعویق بیفته. من طرفدار تعویق شدم به شرطی که شورای تحقیق درستی بیاد سر کار. پیش حاجی نشسته بودیم. آخر وقت قبل از اذان. یه لحظه به این فکر افتادم که اگه یه شورای تحقیق دوباره بیاد. دلم ریخت. دوباره استرس. دوباره صبح تا شب دویدن. فکر رای بودن. فکر سخنرانی بودن. خدا خدا کردم چیزی که می خوام اتفاق نیفته و نیفتاد. دیروز روز خدا بود!
از بچه ها که دیشب هیچ شیرینی نگرفتیم. امشب بلکه بریم کیانپارس.