میگن عیسی زاده گلابه. آخه ما دیدیم نبود، من تو ترم حتی یک ثانیه(منظورم دقیقا یک ثانیه س) سر کلاسش نرفتم، هوم ورک ندادم، گزارش ندادم، میان ترم و پایانی افتضاح دادم، ساعت یک و نیم نصف شبی که روزش امتحان بود فهمیدم کجا تا کجاست و بازم نخوندم، اونوقت داده دوازده. ملت داشتن تبریک می گفتن که پاس شدم.

    پریشب ۳۰۳۱ می گفت این کاری که می گم بکن. فردا ساعت دوازده و بیست و پنج دقیقه برو مسجد، بگو حاج آقا قبول باشه، هاشمی بهت قبولی میده. گفتم نه، گفت اینجا ایرانه، صداقت و این چیزا رو ... . اونا مال خارجه. خوشحا شدم که می فهمه و می دونه حقیقت کجاست. استاتیک گند زده با نمره دادن.

    پس پریشب با ۴۰۱۰ نشسته بودیم تو اتاق تلویزیون نژاد فلاح. دیدم باز هم بید از بالا نگاه کرد. درباره خیلی چیزها حرف زدیم. که ... از طرف خوشش میاد. و بعضی وقتا آره. اون گفت تو هم هیچی؟ منم گفت خب آخه طرف هم انگار خوشش میاد. به من چه. اون گفت ابله بی شعور ....

    دیشب رفتم، شهر، تو برگشتن تنمیتونم محسن رو اون یکی محسن بهم داد، تو می نی بوس سرویس که برای بار دوم سوارش شدم. دفعه اول وقتی بود که از بس علاف بودم و دیدم کاری ندارم، پیدم تو می نی بوس با بهزاد اومدیم شهر.