پس پریروز صبح اومدم دانشکده. شبش مقاله ی هاله اسفندیاری رو دادم به ۴۰۴۵. با همکلی قدم زدیم همون شب. و صحبت کردیم. برای بیان سخنانم به مشکل می خوردم. چون دایره ی لغاتم متفاوت بود، صحبت خوبی بود. ۳۰۳۱ بهم دیشب ۲۴ ساعت مهلت داد برم شهروند ها رو بگیرم. بچه ها دارن میان.

    ۲۰۵۸ رو هم دیدمش پریروز، تو مسجد. ۳۰۳۲ رو هم دیشب تو مسجد دیدم. حاجی رو رو هم پریروز. ذکر خیرش بود. این که خوش به حال کسانی که امسال می خوان فعالیت کنن.

    دیروز ۳۰۰۵ اومد. احتمالا ۳۰۰۱ هم اومد دیگه! بقیه شون هم دیشب انگار اومده بودن. پریشب یه اعلامیه نوشتم با کمک بچه ها برای سر کار گذاشتن ۸۶ ها: شرکت schlengburger (به جای شلمبرژر!) بورس میکند! نوشته بودم محل کار فاز ۲۷ و ۲۸ پارس جنوبی (بیشتر از ۲۶ نداریم!) و ای پی آی شمال خوزستان (همون چگالی ای پی آی!) انواع بورس هم: ادونسد لاپلاس ترانسفورم (تبدیل لاپلاس پیشرفته!)، پترولیوم کاویتیشن (کاویتاسیون نفت!)و ... . رونوشت هم به نمایندگی شرکت ویلسون دارسی در دانشکده (ویلسون موسسه ای که هاله اسفندیاری توش کارمی کرد!) باحال بود.

    شب ۲۷ شهریور هم بچه ها با لباس شرکت نفت کارون رفته بودن در اتاق ۸۶ ها گفته بودن غذا چی می خواین. غذای ایرانی و خارجی نوشته بودن. اسم غذاهای خارجی این بود: کپ راک (کلاهک نفتی!)، پرمیبل پور (حفره تخلخل پذیر!)، فوریر (سری فوریه!).بردیم نشون یکی ازبچه ها که با یه استاد - رئیس دپارتمان ریاضی تو دانشگاه تهران بود انگار- ریاضی مهندسی گرفته بود ۲۰ نشون دادیم. اون هم فوریر سفارش داد! دیشب هم دبیر شورای صنفی سر کار رفت. پریروز هم ۲۰۵۸. ۳۰۰۵ هم همین طور. 

    این چند ساله که رسم شده. ۸۱ به۸۲ ژتون سرویس بهداشتی داده بودن! ۸۳ ثبت نام کاور کرده بودن از ۸۵! ولی خداییش کار امسال باکلاس تر بود، به خصوص اطلاعیه من!

    وجدانم معذبه. فردا احتمالا برنامه معرفی تشکل هاست. امشب هم پخش فیلم شوتر.