پریشب با ۴۰۱۰ حرف می زدم. یه مدت بود به از بالا نگاه کردن مغرور شده بودم. اون کاخم رو خراب کرد. از ۴۰۶۰ گفت و من بهتر شناختمش.شاید خوب نبود. چون ممکنه باعث شه دوباره برگردم انجمن. آرامش دروغینم بر باد رفت. یه آن فکر کردم ای کاش بهش نمی گفتم انطرف کیه. بعد ی خیال شدم. یارو دیو نیست که همه چیز روبگخ. فهمیدمچرا همیشهیه نفرومی فرسته جلو.دیگه از لاس زدنهای ... باطرف. بهم گفت. گفتم جفتشون دوست دارن. هخصوص اون. به من چه. گفت ابله بی شعور با یه چیز دیگه که بعدا هر چی فکر کردیم یادمون نیومد.سیب زمینی هم گفت. باهاش خرف می زدم دیدم دارم شبیه ۴۰۴۴ می شم. مغرور و این خیلی بده.همه روبه چشم کوچیک می دیدم.هر کس مومنی را به خاطر گناهی سرزنش کند، نمیرئ مگر آن که آن گناه را مرتکب شود. ازامام علی(ع) بعد از انتخابات وقتی برایدلجوییرفتم پیش حامد تو مسجد اینو بهم گفت یادم نمیره.