مشهد
الان مشهد هستم. امروز صبح ساعت ۶ رسیدیم. جالب بود. خورشید کاملا وسط آسمون بود. گفتن ساعت چده؟ گفتم: هفت و ربع. گفتن نه، پنج و بيست! عجيبه ها، آدم چه چيزا كه نمي بينه.
ديشب خواب خوبي داشيتيم. مباحث عميق بين دوستان متفكر مذهبي! در گرفته بود، من هم مستمع بودم و واقعا حض فراوان بردم از سطح بحث. نشاط فراوان رفت. در انتها هم توصيه كردم ايشان را به خواندن كتاب نظام حقوق زن در اسلام از مطهري، و گفتم البته تاييد نمي كنم مطالبش رو! مباحث درباره ازدواج بود، دوستان ما هم كه از جامعه شناسي تا روانشناسي و ... را به لطف اسلام از بر بودند!!! داشتند نسخه هايي زيبا مي ژيچند و تحليلهاي واقعا استثنايي ارائه مي كردند، چنان كه خودشان به شدت لذت مي بردند!!!
الان از بلند گوي بازار دارن مي گن به اسم ۲۰۰۳ يه چيزي پيدا شده! ۲۰۱۸ هم اينجا نشسته. تصادف نيكويي است. راستي انگار حاجي از علوم و فنون رفته. حيف شد بچه هاي علوم و فنون از چنين آدم بزرگواري محروم بشن.