این را به همه دانشجویان دانشکده نفت اهواز، در کوت عبدالله که هیچ کدامشون بجز دو سه تا علاف تر از خودم این وبلاگ رو نمی خونن تقدیم می کنم، عنوان پست هم اخلاق حکم می کنه گوشزد کنم از ۳۰۳۱ هست. این پست رو به طور ویژه تقدیم می کنم به پرسوال ترین آدمی که تا به حال دیده ام، ۳۰۲۴ که چند دقیقه پیش باهاش با اس ام اس تماس داشتم و گفت می خواد یه شب قدم بزنه. احتمالا من هم می خواد تو قدم باهاش باشم، تقدیم به تنها غیرحفاری که به من پیشنهاد قدم زدن تو یه شب رو داد!

شب، تو کوت، کویر

چراغ های همیشه رویایی...

غروبا که می شن روشن چراغا

تنها نشستن و به میدان خالی، جاده خالی زل زدن

با صدای بی صدا، مثه یه کوه بلند

ماه و درخت و چراغ

شب، ماه، علی