امتحان دارم یه عالمه
ایام امتحاناس و روزهای خوشحالی بچه زرنگ ها و من. اونا چون یکی یکی بیست می شن، من چون سایت خلوته و راحت کارم رو می کنم. البته به جز تفسیر که پریروز پاسش کردم. ۳۰۳۱ هم با تقلب پاس کرد.
دیروز عید با ۴۰۴۶ رفتیم کوت شکلات بخریم. موقع یرگشتن هم ۴۰۴۴ رو دیدیم. تو کل راه حرف از فعالیت بود و جواب من که لااقل برای من کار تموم شده و دیگه با هیچ فعالیتی کاری ندارم. (بعد از این که مجبور شدیم از شورای مرکزی انجمن دسته جمعی استعفا بدیم. ) الان هم دارم کار می کنم و فکر برای آینده. بعدش جلوی علم الهدی ۳۰۳۲ رو دیدیم. گفت دیشبش مصباح و هاشمی پشت یه میز نشستن. بعدش فهمیدم من و ۴۰۴۴ رو میگه که تو سلف رو به روی هم نشستیم، با یه صندلی اختلاف البته چون جلوی من ۴۰۱۰ نشسته بود. لقبیه که من و ۴۰۴۴ ساختیم، قبلا ها که بیشتر رابطه داشتیم. بعدش با ۳۰۳۲ قدم زدیم. کلی. من یه تکی گیاه چیدم. از زیر نخل کنار گذرگاه سایتو سبز بود. و قشنگ. و حرف زدیم. از سخنران ها دعوتی و این چیزها. از انجمن. شب موقع نیمرو خوردن که قضیه ۳۰۳۲ رو گفتم، ۴۰۴۴ گفت: ببین چی شده وقتی دو تا هم اتاقی با هم شام می خورن ملت چی میگن. راست می گه. وقتی حریم دوستی و کار و اندیشه قاطی می شه همینه نتیجه ش.
برم یه کم بخونم اگه بشه.