درس و امتحان
بالاخره استاتیک اومد و تموم شد. من هم که واقعا خونده بودم. نیم ساعت لکچر و ۳-۴ ساعت تماشا کردن کتاب. نتیجه می شه همه به جز یکی رو i dont know نوشتن. فردا تفسیره. بیست بشم خوبه(چشم بسته غیب گفتم). وقتی نخونی همین میشه.
بعد از امتحان با محمود داشتیم می رفتیم شهر. همه چیز رو مثل سازه می دیدیم. محمود گفت تازه می فهمم چرا برج ایفل از عجایب دنیائه. فکر کنین. این همه دفلکشن و مومنت و دسیتریبیوتد فورس و استرس و استرین و ... . ایفل واقعا مهندس بوده. اون هم مهندس بود، ما هم مهندسیم.

دیشب موقع سلف حدود ۷-۸ هوا عالی بود. کمی قدم زدم. لذتبخش بود. تا ۱۰/۴ بیدار بودم و مقاومت رو تماشا می کردم.
لعنت به این شانس. اگه تستی بود در راستای کنکور و سطح بندی زبان و گروه مالی و غیره من می بردم. نشد دیگه.
+ نوشته شده در 2007/1/6 ساعت 14:56 توسط من
|