قلم
دیشب تاحدود دو و نیم صبح مشغول صفحه آرایی قلم بودیم. با ۳۰۰۷ و استاد ۴۰۴۸. کار نسبتا خوب پیش نرفت. کامپیوتر فلاپی و USB اش کار نمی کرد. خواستیم اطلاعات رو - که روی فلاپی بودن - بریزیم رو لپ تاپ و شبکه کنیم که لپ تاپ فلاپی نداشت. رفتیم طبقه بالا یه کاپیوتر دیگه که فلاپی داشت اما شناساییش نمی کرد. کل راهرو رو گشتیم و وقتی داشتیم از راهرو خارج می شدیم، از اون اتاق گفتن که فلانی کار می کنه. مثل این که دیسیبل شده بود تو ست آپ و اینیبلش کردن. خلاصه رفتیم تو اتاق و ریختیم رو یه مموری کارد. اتاق همون اتاق قبلی خودمون بود. عکس آبشار های شوشتر رو که 227 ده بود هم دیدم. برگشتیم پایین مموری رو وصل کردیم به لپ تاپ، تا شبکه کنیم. کابل شبکه رو برده بودن و اون یکی کابل شبکه خراب بود. مموری ریدر رو شانسی وصل کردیم تا شاید بخونه که که نخوند. از لپ تاپ رو سی دی آر دبلیو رایت کردیم و گذاشتیم و کار شروع شد. علی بود. از هو کشیدن موقعی که کیبرد انگلیسی بود و ما فارسی تایپ می کردیم، تا پاره شدن شلوار من، تا اصرار من که بذاریم عکس رو تو هدر، تا ورود 4044 به اتاق و استقبال گرم !!! دوستان. خوب بود.