میم مثل مادر
پریشب تو آمفی تئاتر قدیم میم مثل مادر از ملاقلی پور رو پخش کردن.
از ملا قلی پور فیلمای زیادی ندیدم. البته به جز تیزر مزرعه پدری. و می دونم این کارگردان مدت زیادی نیست که از بین ما رفته.

بزرگترین نفطه قوت فیلم بازی خوب گلشیفته فراهانی در نقش سپیده بود. بازی خوبی که در کنار بازی نسبتا خوب بازیگر نقش سعید به چشم می اومد. جایی خوندم که استفاده از ویولن در فیلم از طرف سپیده با توجه به توانایی شخصی گلشیفته فراهانی در این ساز بوده است یعنی شاید نقش بر اساس او نوشته شده باشد هر چند با توجه به نوع سینمای ملاقلی پور و نوع کارگردانی وی شاید بعدها این عنصر به فیلم اضافه شده است. یعنی نمی توان با توجه به پررنگ بودن این مساله گفت احتمالا جزیی از نقشی است که قبلا نوشته شده بود.

از میم مثل مادر خیلی خوشم اومد. هر جند به نظرم نقاط ضعفی داشت. جدا از سوتی هایی مثل روزنامه ای که اسم سهیل روش نوشته شده بود یا استفاده از موتیف نخ نمای کبوتر مشکلاتی داشت. مثل احساسی کردن بیش از حد فضا که تن به ابتذال می زد. و یا مثل استفاده از مشکلات بسیار در سناریوی زندگی سپیده به جای کار بر روی مشکلات عادی زندگی و تداوم آنها. و یا صحنه های خشنی که در فیلم وجود داشتند و بعضا حتی چندش آور می شدند.

فیلم به خوبی از لایه ها و تیپ هاو قصه های موازی استفاده کرده بود. کاراکتر سهیل که یک دیپلمات بود به خوبی حکایت از لایه اعتراضی فیلم دارد به ویژه آن زمان که از این لایه هنرمندانه در سکانسی که سپیده در میان انبوه مانیتور ها قرار دارد استفاده می شود و این لایه به رو می آید. یا داستان موازی و زیبای روبیک در فیلم. تاکیدی که دارم به ویژه بر دیپلمات بودن سعید است. ۳۰۳۰ قبلا بهم از همشهری نوروز و خاطرات رفسنجانی از نوروز ۶۳ گفته بود : که تو بحرانی ترین شرایط راحت می نویسه به عفت - همسر رفسنجانی - زنگ زدم و بعدش رفتم فلان جا و ... . انگار نه انگار که خبری هست. جمعه تو راه رفتن به نماز جمعه فرصتی شد تا همشهری نوروز رو بخونم. در کنار ۳۰۲۱ و دیگران. اون بهم نشون داد. جالب بود برام این که مثلا برای شام به رهبر و کنی و ... زنگ می زنه. یا مثلا برای چهار تا هواپیما دستور می ده و ... . بگذریم. منظور همون اهمیتی که می شه برای مردم قائل شد یا نشد. بی شک این فیلم یک فیلم اعتراضی از نوع آژانس شیشه ای نیست ولی نادیده گرفتن این لایه هم نادرست است.

در جایی از فیلم سعید که از ساختمان محل کارش بیرون آمده است با سپیده گفت و گو می کند. در اینجا حرف سپیده دفاع از به دنیا آمدن بچه است. دیالوگ بسیار جالبی از زبان سهیل می شنویم: "هر چیزی تو دنیا یه پرتی داره. این بچه هم از پرتی های خلقته."
