دیروز، وقتی داشتم پست آخری رو می نوشتم، همزمان مشغول یه کار دیگه هم بودم. خبرهای برد خبری انجمن. کاری که واقعا دوستش دارم. خبرها را پخته تر انتخاب می کنم، و فقط از سایت های مجاز. کاریش نمیشه کرد، تو این انجمن و این دوره زمونه همین هم غنیمته. همیشه عاشق کار تو مدیا بودم. دوست داشتم یه متخصص بودم، به طور خاص یه اقتصاددان و همزمان که تلاش می کردم برای پیشرفت و توسعه، تو یه رسانه هم کار می کردم. منظورم دقیقا مثل میلتون فریدمن بودنه، مثل نابغه اقتصاد قرن بودن .... . این اوج کار انسانی که من دوست دارم بکنم، و پول، طبق معمول، توش نقش چندانی نداره. جلسه هماهنگی هم با نیم ساعت تاخیر در اتاق ... برگزار شد. و به جاهای خوبی رسیدیم. الان، که دارم این مزخرفات رو می نویسم، بادی سر کلاس MATLAB باشم. صبح رفتم خشکشویی حدود ساعت 9 و بعدش اومدم که برم سر کلاس که دیدم ساختمون مطهری بسته است، رفتم سایت، چک میل کردم و برگشتم اتاق لباسا رو گذاشتم، و اومدم دیدم بسته است یه قفل هم به این گندگی - یعنی خیلی بزرگ - روش زدن. رفتم محوطه کلاسا یه زنگ هم به ... زدم و با خیال راحت به نتیجه ای نرسیدم و اومدم سایت.

    دیشب سه تا از 6 تا خبرهام با عنایت دوستان مواجه شد. عنوان برد رو هم عوض کردم طوری که فقط یه عده خاص می فهمن چه کار کردم، شاید امثال بر و بچ انجمن قبل، البته با هوشاشون. پخش فیلم دیشب هم اخراجی ها بود. بچه ها که جمع شدن همهمه بود که به جاش میم مثل مادر پخش بشه و آخر سر تو یه اقدام شجاعانه این طور نشد. نامه های هیئت تحریریه رو بهشون دادم. و مال 3031 رو هم به 3005 یادآوری کردم که نوشت ساعت 10 و ربع بردم اتاقش بهش دادم. البته هنوز منتظرم اون آپ کنه که نکرده. امروز جلسه هیئت تحریریه س. امیدوارم همه چیز به خوبی پیش بره.