ژاک شیراک
او احتمالا بزرگترین گلیست این سالها بود. او احتمالا بزرگترین رئیس جمهور این سالها هم بود. مردی که به تنهایی در مقابل امریکا ایستاد تا بقیه هم جرات کنند.

وقتی ابهت او را با سارکوزی مقایسه می کنم، به تفاوتی عمیق و عجیب پی می بریم. تفاوت که حتی در ظاهر ایشان هم نمودار است. این تفاوت را شیراک با اکثر قدرتهای اول کشورهای دنیا داشت.

در روزهایی که لوپن از این که یک الجزایری گل های پیروزی فرانسه در مقابل برزیل را به ثمر رسانده "شرمگین" بود، شیراک از زیدان حمایت و تقدیر کرد. این کار، پس از حرکت زیدان مقابل ماتراتزی هم تکرار شد. زیدان، بازیکنان تیم ملی و همسرانشان ناهار را در کاخ ریاست جمهوری صرف کردند.

خیلی ها می گفتند او هنوز آنقدر محبوب بود که اگر می آمد باز هم مردم او را انتخاب می کردند. البته اگر کهولت سن اجازه می داد.


سالهای دور. ژاک در کنار همسرش برنادت و دو دخترش کلود و لارنس. سالهای دور، شاید بیش از بیست سال قبل.

شیراک در کنار همسرش و کلود. کلود، سالها بعد مدیر روابط عمومی شیرراک بود. علاقه ی او به پدر، انکارناشدنی و بی اندازه بود.

در ملاقاتهای خارجی و داخلی اغلب مشاهده می شد که شیراک دست زنان را می بوسد.

سالهای دور. برنادت در یک مهمانی رسمی. چهره ای بسیار زیبا و خاطره انگیز، مثل زنان اوائل سده پیش. مرا به یاد وولف می اندازد.

"تو با ما خواهی آمد" با این جمله در فرودگاه بود که یک "خارجی" به خانواده آنها اضافه شد. این دختر، بعدها صاحب سه فرزند شد که همه را به نامهای فرانسوی خانواده اش نامید.

نوزدهمین نشست مشترک فرانسه و اسپانیا در اسپانیا. دختری در حال بوسیدن رئیس جمهور محبوب، شیراک.

دوران شهرداری دو دهه در پاریس. او سالها در اوج قدرت بود. نزدیک چهار دهه. هیچ مشکلی او را از بزرگی به پایین نیاورد.

وداعی باشکوه برای شیراک، بی آنکه اسطوره باشد. این بزرگترین نقطه قوت او بود. بزرگی بی اسطوره بودن.

نطقهای کوتاه و شورانگیز هفتگی شیراک به پایان رسید ...
